هدیه مدیرعامل فراری بانک ملی به داوود رشیدی Reviewed by Momizat on . بنابراین گزارش، احترام برومند، همسر داوود رشیدی که در تهیه این گزارش همراهی کرده است درباره آن کتاب حافظ می گوید: بعد از این جریان آقای رشیدی می خواست زنگ بزند بنابراین گزارش، احترام برومند، همسر داوود رشیدی که در تهیه این گزارش همراهی کرده است درباره آن کتاب حافظ می گوید: بعد از این جریان آقای رشیدی می خواست زنگ بزند Rating:
شما اینجا هستید:خانه » رویداد » هدیه مدیرعامل فراری بانک ملی به داوود رشیدی

هدیه مدیرعامل فراری بانک ملی به داوود رشیدی

بنابراین گزارش، احترام برومند، همسر داوود رشیدی که در تهیه این گزارش همراهی کرده است درباره آن کتاب حافظ می گوید: بعد از این جریان آقای رشیدی می خواست زنگ بزند و دعوا کند!

خسرو یعقوبی : به گزارش دانش روز به نقل از ۲۴آنلاین گزارش داد

مدیر عامل فراری بانک ملی ایران مرداد ماه امسال هدیه معنوی جالبی به داوود رشیدی داده که او این هدیه را با احترام در خانه خود نگه داشته است. داوود رشیدی این هدیه را که یک «دیوان حافظ» ارزشمند با دستخط خاوری است؛ خیلی دوست دارد و می گوید یکی از عزیزترین کتاب هایش است و به اندازه ۳هزار میلیارد برایم ارزش دارد.

بنابراین گزارش، خاوری، مدیر عامل سابق و فراری بانک ملی ایران در ابتدای این کتاب برای رشیدی نوشته است: «شما استاد ارجمند به ما درس اخلاق آموختید و یاد هنرمندی و تواضع شما زینت جامعه هنر ایران است...»

داوود رشیدی که در گردگیری کتابخانه بزرگ خانه اش همراه با همسرش – احترام برومند – و خبرنگار چلچراغ شرکت کرده، حرفهای جالبی از مطالعه و کتابخانه و کتابهایش عنوان کرده است؛ کتابخانه ای که اغلب کتابهایش با دستخط نویسندگان کتاب ها برای رشیدی مزین شده است. بخش هایی از اظهارات رشیدی که در شماره جدید این نشریه منتشر شده به این شرح است:

– تقریبا سال ۴۱ بود که داشتم از ژنو بر می گشتم تهران. کتاب هایم را در ماشین گذاشتم و همراه ماشین سوار کشتی شدیم و بین راه هم در اسکندریه توقف داشتیم. آن زمان روابط ایران و مصر خراب بود. این طور شد که هم به خاطر روابط و هم نداشتن ویزا نتوانستم از کشتی پیاده شوم. فکرش را بکنید ۳۶ساعت در کشتی! من هم شروع کردم به خواندن کتاب...

– زمانی که در خوابگاه دبیرستانمان در پاریس درس می خواندم، کتابخانه خوبی داشتیم که زیاد نمی گذاشتند از بعضی کتاب های آنجا استفاده کنیم. معمولا کتاب ها را یواشکی به اتاق می آوردیم و زیر پتو می خواندیم. گاهی هم گیر می افتادیم و هم خودمان هم کتاب را توقیف می کردند.

– وقتی کتاب قرض می دهم با اینکه می دانم دست چه کسی است دیگر دنبالش نمی روم. ناراحت نمی شوم کتاب پس نمی دهند. کاش اصلا مردم بخواهند حتی دزدی کنند، کتاب بدزدند، هیچ گناه هم ندارد. خودم که اصلا عادت ندارم کتاب قرض بگیرم چون مدام باید نگرانش باشم کثیف نشود تا نخورد و هزار مکافات دیگر…کتاب هم زیاد هدیه نمی دهم.

– بزرگترین لطف پدرومادرها کتاب خوان کردن بچه هاست و به پشتوانه آن همه چیزهای دیگر تامین می شود. البته از حق نگذریم که دلمشغولی ها و گرفتاریهای اقتصادی و خانوادگی الان بیشتر شده. زن و مرد صبح تا شب کار می کنند تا بتوانند یک زندگی را بچرخانند حالا ما بیاییم آخرشب بگوییم بیا کتاب بخوان!

بنابراین گزارش، احترام برومند، همسر داوود رشیدی که در تهیه این گزارش همراهی کرده است درباره آن کتاب حافظ می گوید: بعد از این جریان آقای رشیدی می خواست زنگ بزند و دعوا کند!

وی همچنین می گوید: همسرش اگر دوتا از کتاب ها داشته باشد، آن را هم با اکراه هدیه می دهد. دلش نمی آید کتاب در کتابخانه اش نباشد. یادم می آید آقای بانکی بیمارستان بودند و ما کتاب «ضدیادها» را برای ایشان بردیم. آخرین لحظات چشم آقای رشیدی دنبال آن کتاب بود...

به گزارش «۲۴»، همچنین «عارف جان سوخته» عنوان کتابی است که داوود رشیدی چشمش به آن افتاده و هوس کرده دوباره این روزها آن را بخواند. این کتاب که شرح حال مولانا ست نوشته نهال تجدد و با ترجمه مهستی بحرینی از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده است.


دیدگاه خود را بنویسید

بازگشت به بالا