نوشته‌ها

قیمت نفت به بالاترین سطح در ٦ ماه اخیر رسید

قیمت نفت به بالاترین سطح در ۶ ماه اخیر رسید

قیمت شاخص نفت آمریکا با ١,۵ درصد افزایش، به بالاترین سطح خود از ماه نوامبر سال ٢٠١۵ میلادی تا کنون رسید. کاهش ارزش دلار سبب شد قیمت نفت در معامله های روز گذشته ( پنجشنبه ٩ اردیبهشت ماه) برای سومین روز پیاپی افزایش یابد.
رشد قیمت نفت درشرائطی محقق می شود که سطح ذخیره سازی نفت در آمریکا همچنان بالاست و تولیدکنندگان عمده نفت در جهان هیچ برنامه ای برای محدود کردن تولید خود ندارند.
به گزارش ایرنا ازخبرگزاری رویترز،قیمت شاخص نفت خام برنت با ٩٣ سنت افزایش به ۴٨ دلار و ١١ سنت رسید و قیمت شاخص نفت خام دبلیو تی آی آمریکا نیز با ٧٠ سنت رشد، در سطح ۴۶ دلار و ٣ سنت تثبیت شد.
اسکات شلتون، معامله گر مؤسسه آمریکایی آیکپ گفت: به نظر می رسد که بازار نفت ‘شکست ناپذیر’ شده و جریان نقدینگی در آن، بسیار بالاست.
قیمت نفت به بالاترین سطح در ۶ ماه اخیر رسید

قیمت نفت به بالاترین سطح در ۶ ماه اخیر رسید

پیش بینی قیمت نفت, کاهش قیمت بلندمدت نیست

دیگر نفت ۱۰۰ دلاری را نخواهیم دید؟

عالم اقتصاد – شاهزاده میلیاردر سعودی: دیگر نفت ۱۰۰ دلاری را نخواهیم دید – قیمت هر بشکه نفت، برای نخستین بار از سال ۲۰۰۹ ، به زیر ۴۶ دلار سقوط کرد.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، “ولید بن طلال” شاهزاده و بازرگان معروف سعودی درباره این موضوع به روزنامه آمریکایی “یو.اِس.ای تودی” گفت: من مطمئنم که دیگر هیچ گاه قیمت نفت، به ۱۰۰ دلار نخواهد رسید.

خدا حافظ نفت ۱۰۰ دلاری ! سلام نفت ۴۰ دلاری

این شاهزادۀ سعودی درباره دلیل کاهش قیمت نفت ادعا کرد: تقاضا، کاهش یافته و عرضه افزایش یافته است و هر دوی این پدیده ها، سقوط قیمت نفت را موجب می شوند.

این درحالی است که بیشتر کارشناسان، سیاستهای عربستان و آمریکا را دلیل کاهش شدید قیمت نفت می دانند و هدف از آن را ضربه زدن به تولید کنندگان اصلی نفت در خاورمیانه عنوان کرده اند.

وزیر نفت عربستان پیشتر در اظهاراتی که بیانگر رضایت کشورش از کاهش قیمت نفت است، تأکید کرده که حتی اگر بهای هر بشکه نفت ۲۰ دلار بشود، تولید نفت کاهش نخواهد یافت.

تحلیل اقتصادی از کاهش شدید قیمت نفت

عالم اقتصاد – تحلیل اقتصادی از کاهش شدید قیمت نفت – چه کسانی سود می برند؟چه کسانی زیان می کنند؟ – محمد طبیبیان، استاد برجسته ایرانی به بررسی اثر نوسانات قیمت نفت بر بودجه کشورهای خلیج فارس پرداخت. این کارشناس، با بررسی مقاله اکونومیست در این خصوص معتقد است که با توجه به «سهم ناچیز درآمد‌های مالیاتی از درآمد کل»، «اجرای پروژه‌های لوکس و حجیم» و همچنین «گسترش اعتراض‌های مردمی» در کشورهای منطقه، کاهش بهای نفت اثرات نامطلوبی را برای این کشورها به همراه خواهد داشت.استاد سابق موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی با بررسی اثر کاهش نفت در دهه‌های گذشته بر اقتصادهای کشورهای توسعه یافته، کاهش قیمت طلای سیاه را برای جهان مطلوب توصیف نمی‌کند. به گفته او، از ۱۰ مورد افت شدید بهای نفت در سال‌های گذشته، ۶ مورد به شروع رکود اقتصادى فراگیر، دو مورد به فعالیت‌های تروریستى بین‌المللی و دو مورد به بحران‌های سیاسی دیگر منجر شده است.

تحلیل اقتصادی از کاهش شدید قیمت نفت

  افزایش حجم بودجه با رشد بهای نفت
طبیبیان با بررسی مقاله مجله اکونومیست در تاریخ ۲۰ دی ماه (۱۰ دسامبر ۲۰۱۵) در خصوص بودجه سال آتی در کشورهای عرب خلیج فارس به بررسی اثر قیمت نفت در بودجه این کشور‌ها پرداخت. گزارش اکونومیست با مرورى بر تحولات بودجه این کشور‌ها نشان می‌دهد که با شروع افزایش قیمت نفت از سال ٢٠٠٧ حجم بودجه این کشور‌ها افزایش یافته و هر سالی که این افزایش‌ها در هزینه بودجه تحقق یافته، پروژه‌هایی به اجرا در آمده که  بهره‌بردارى و کارکرد یا ادامه آن پروژه‌ها نیازمند منابع هر چه بیشتر از محل در آمد‌های نفتی بوده است. در این گزارش بیان شده که این موارد علاوه بر کشورهای صادرکننده نفت خلیج‌فارس مانند عربستان، امارات، کویت و عمان  شامل سایر کشور‌هایى که خود صادرکننده نفت نبوده و به منابع همسایگان متکى هستند مانند بحرین نیز می‌‌شود. بر اساس گزارش مذکور، برای یک بودجه متعادل، عربستان نیازمند قیمت نفت معادل ١٠۴ دلار و امارات نیازمند قیمت هر بشکه حدود صد دلار است. هر میزان که قیمت نفت از این ارقام کمتر باشد این کشور‌ها متناسب با این تفاوت در سال ٢٠١۵ داراى کسری بودجه خواهند بود. طبیبیان در این یادداشت می‌‌افزاید که از بین این کشور‌ها، عربستان با برخوردارى از حدود ٩٠٠ میلیارد دلار ذخایر ارزى و در آمد ناشی از آن در وضعیتى قرار دارد که بتواند برای چند سال با این مشکل مقابله کند؛ اما ساختار‌های شکل گرفته در این کشور بازنگرى در برخى روش‌ها را اجتناب‌نا‌پذیر می‌کند.

چالش بهار عربی و کاهش بهای نفت
به باور این اقتصاددان، عموم این کشور‌ها در زمان شروع خیزش سیاسی در کشور‌های عربى، موسوم به بهار عربى، هزینه‌های رفاهى و توزیع پول را بین جمعیت‌هاى خود سرعت بخشیدند تا جمعیت را از تقاضاى تحولات دموکراتیک منصرف کنند. اکنون این کشور‌ها با این معضل روبه‌رو هستند که ادامه پرداخت‌ها و هزینه‌های رفاهی مقدور نیست و قطع آنها نیز بحران‌ساز است.  طبیبیان با بیان اینکه در این کشور‌ها حدود ٨٠ درصد بودجه به نفت وابستگی دارد، تشریح کرد: «در بسیاری از کشور‌های مزبور درآمد مالیاتی حدود ۵/۲ درصد درآمد ملی است. در عربستان و امارات مالیات بر شرکت‌ها منحصر به شرکت‌ها و بانک‌های خارجی است و مالیات بر در آمد نیز بعضا یا صفر یا دارای نرخ‌های پایین است.»  در بخش دیگری از تحلیل مقاله اکونومیست، به بررسی هزینه و درآمد سفر حجاج پرداخته شده است. بر این اساس، دولت باید سالانه منابع عظیمى را صرف خدمات‌رسانى و ساخت و نگهدارى زیرساخت‌ها کند و بنابراین نتیجه درآمد و هزینه برای اقتصاد و به خصوص بودجه دولت چشمگیر نیست. به دلیل همین مشکلات است که این کشور‌ها به نحو جدى به فکر کسب درآمد مالیاتى هستند.  طبیبیان در ادامه یادداشت خود هزینه‌های کشورهای عربی در دوره رونق درآمد را تشریح کرده است. به گفته او طی سال‌های اخیر یکی از منابع خرج‌تراشى درآمد‌های نفتى در این کشور‌ها اجرای پروژه‌های نمایشی، لوکس و در ابعاد حجیم بوده است. این پروژه‌ها اگر در مراحل آغازین باشند می‌توانند منتفی شوند؛ اما آنهایى که اجرا شده‌اند نیازمند هزینه‌های جدید و بخش دیگرى از مشکل بودجه این کشور‌ها تلقى خواهند شد.
این اقتصاددان معتقد است که کشورهای خلیج‌فارس با کاهش قیمت نفت با معضلاتی روبه‌رو هستند که به مشکلات سیاسى و اجتماعى نیز منجر خواهد شد؛ به این معنى که کاهش هزینه‌هاى بودجه‌اى به دلیل کاهش خدمات رفاهى و کاهش اشتغال موجب نارضایتى خواهد شد و از طرف دیگر حفظ این هزینه‌ها و جبران آن از طریق افزایش مالیات‌ها نیز نوع دیگری از مشکلات و نارضایتى را به همراه خواهد داشت.  استاد سابق موسسه نیاوران حل ریشه‌اى این مشکلات  را نیازمند اجراى برنامه‌های اصلاح اقتصادى می‌‌داند که خود به مشارکت عمومى نیازمند است. او این موضوع را معادل «تقویت مشارکت مردم» بیان کرد و این موضوع را نیز به معنى گسترش دموکراسى می‌‌داند که با مزاج نظام‌های استبدادى سازگار نیست.

علل رضایت عربستان به کاهش قیمت نفت
معاون اقتصادی سابق سازمان برنامه در ادامه به بررسی علل موافقت عربستان با کاهش قیمت نفت پرداخته است. به گفته اودر تحلیل‌هاى مختلفى که در منابع داخلى کشور ما مطرح شده عربستان به خاطر کاهش قیمت نفت مورد شماتت قرارگرفته است، زیرا این کشور حاضر به کاهش تولید براى افزایش یا نگهدارى سطح قیمت نبوده است. همچنین مقابله  و افزایش فشار بر ایران یکى دیگر از دلایل عدم موافقت عربستان با کاهش تولید مطرح شده است؛ لیکن به نظر می‌رسد دلایل واقعی دیگری نیز وجود داشته باشد: یکی کاهش تقاضا براى نفت و دیگرى تلاش عربستان براى از میدان بیرون راندن شرکت‌های متعددی است که در آمریکا از طریق روش‌هاى پرهزینه به استخراج نفت مشغول هستند. می‌توان تصور کرد که براى عربستان که داراى ذخایر عظیم نفتى است، در بلندمدت حفظ سهم بازار هم به اندازه کسب درآمد ارزى مهم و قابل پیگیری است.

تشدید رکود جهانی و گسترش تروریسم

این اقتصاددان با تحلیل گزارش مجله اکونومیست و تحلیل‌های مشابه سایر منابع و دیگر اطلاعات موجود بیان می‌‌کند که تنظیم بودجه سال ١٣٩۴ کشور نیازمند توجه اساسى است. به گفته او، برخی از مسوولان بودجه کشور در هفته‌های اخیر اعلام کرده‌اند که بعضى مراکز پژوهشی، قیمت نفت را براى سال آتى در حد ٨٠ دلار پیش‌بینى کرده‌اند یا اینکه احتساب قیمت حدود ۷۰ دلار در بودجه منطقی است. اما طبیبیان معتقد است: «ممکن است چنین آرزو‌هایى عملی شود و براى آن هم احتمالى قابل تصور است. در گذشته نیز مواردى وجود داشته که در فاصله ۶ ماه از کاهش قیمت نفت، حدود نیمى از آن کاهش جبران شده است، اما  واقعیت‌هاى روزگار از این ارزیابى‌ها بسیار دور است و رعایت احتیاط ضرورى. هم اکنون قیمت نفت (تگزاس غربی)به زیر ۵٠ دلار نیز کاهش یافته و هنوز پایانی بر این تنزل متصور نیست، به نحوی که این امر مجددا در آغاز سال میلادى جارى بازار‌های مالى آمریکا را با شرایط بى‌ثباتى روبه‌رو کرد.» این استاد برجسته اقتصاد با بیان اینکه در ماه دسامبر گذشته قیمت نفت به نحو بى‌‌سابقه‌اى کاهش یافت و به حدود نصف مقادیر ماه‌هاى قبل تنزل یافت، می‌‌افزاید:  «از حدود ۱۰ موردى که در دهه‌هاى گذشته چنین کاهش‌هاى شدید رخ داده، ۶ مورد به شروع رکود اقتصادى فراگیر، دو مورد به فعالیت‌های تروریستى بین‌المللی و دو مورد به بحران‌های سیاسی دیگر مربوط بوده است و با توجه به این سابقه ادامه کاهش قیمت نفت خام علامت نویدبخشی برای اقتصاد جهان  به نظر نمى‌رسد.»

  اقدامات اصلاحی
طبیبیان در جمع‌بندی مطالب عنوان‌شده می‌‌گوید: «اقداماتی که برای مقابله با این شرایط در کشور ما ضرورى است، علاوه بر اصلاحات بودجه، دامنه‌هایى فراتر از حیطه بودجه را شامل می‌شود و اجرای برنامه‌های اصلاح اقتصاد کشور را ضرورى می‌نماید، در همین ارتباط بهره‌بردارى از ظرفیت دیپلماسى نیز اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.» به باور او این امر نیز بدون همفکری و همکارى جریان‌های مختلف سیاسى، اجتماعى و ادارى کشور عملى نخواهد بود و در غیر این حالت ممکن است هزینه پیگیرى جداگانه منافع و اهداف جناحى و اغماض مشکل اساسى که بر سر راه است، برای کشور و همه جریان‌ها قابل ملاحظه باشد.

توافق ایران و آمریکا در مذاکرات 5+1

عربستان برای فشار بر ایران با آمریکا همدست شده است؟

شایع‌ترین تحلیلی که در محافل داخلی پیرامون علت افت قیمت جهانی نفت وجود دارد، همدستی عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولید کننده و صادر کننده نفت با آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران و روسیه است. جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز نوشت: ادامه کاهش قیمت‌های جهانی نفت و شکست مرز روانی ۶۰ دلار در بازار نیویورک، نگرانی‌ها در مورد آینده بازار و اقتصاد کشورهای تولید کننده نفت را افزایش داده است.

عربستان برای فشار بر ایران با آمریکا همدست شده است؟

توافق ایران و آمریکا در مذاکرات 5+1درحال حاضر دو موضوع به شدت در کانون توجه تحلیلگران بازار قرار دارد؛ علت افت قیمت و کف قیمت در آینده. به عبارت دیگر،‌ ناظران به دنبال یافتن پاسخهایی شفاف و قابل اطمینان برای این دو پرسش هستند که چرا قیمت نفت به شکل کم سابقه‌ای درحال کاهش است؟ و ریشه این افت دامنه‌دار چیست؟ با روشن شدن پاسخ این پرسش‌ها منطقاً می‌توان به برآورد قابل اعتنایی در مورد کف قیمتی که نفت در آن متوقف خواهد شد، دست یافت.

شایع‌ترین تحلیلی که در محافل داخلی پیرامون علت افت قیمت جهانی نفت وجود دارد، همدستی عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولید کننده و صادرکننده نفت با آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران و روسیه است. این تحلیل که با تصریح به آن از سوی رئیس جمهوری اسلامی ایران به نوعی رسمیت یافته و به گفتمان غالب در دولت نیز تبدیل شده بر چند فرض استوار است.
الف – آمریکا از چنان نفوذ و امکانی در ساختار حکومتی عربستان برخوردار است که می‌تواند نه تنها خاندان آل سعود بلکه دیگر تولید کنندگان عرب هم‌پیمان خود را نیز متقاعد کند برای اعمال فشار بر ایران و روسیه ضررهای هنگفتی را از ناحیه کاهش قیمت نفت متحمل شوند. برخی گزارش‌ها این زیان را تا به حال حدود ۶۶ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند.
ب – آمریکا و کشورهای اروپایی طرف مذاکره با ایران در جریان پرونده هسته‌ای ایران هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که با کاهش درآمدهای نفتی نمی‌توانند جمهوری اسلامی ایران را وادار به امتیازدهی کنند. تجربه مقاومت ایران در برابر فشارهای سنگین تحریمی که درآمدهای نفتی ایران را به کمتر از نصف رسانده بود هم نتوانسته است باور نادرست آمریکا را در مورد ناکارآمدی ابزار نفت و تحریم، تصحیح کند بنابر این همچنان به دنبال اعمال فشار از این مسیر است.
این فروض اگرچه تا اندازه‌ای از صحت و دقت برخوردار است اما به نظر می‌رسد از برخی جهات می‌توان در آنها اشکالاتی نیز یافت. به عنوان نمونه در مورد فرض نخست باید به تغییر آرایش سیاسی و شرایط دیپلماتیک منطقه با روی کار آمدن دولتی اهل مذاکره و تنش زدایی در ایران اشاره کرد. واقعیت این است که تقریباً تمامی کشورهای منطقه به ویژه کشوری مانند عربستان سعودی که زمامدارانش از ارتباطی قوی با دولتمردان آمریکایی برخوردارند، به این نتیجه رسیده‌اند که مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ دیر یا زود به نقطه نهایی خواهد رسید و جمهوری اسلامی ایران به پیروزی بزرگی دست خواهد یافت. این پیروزی، ایران را که از لحاظ ظرفیت‌های جغرافیایی، ژئوپولیتیک و مزیت‌های تجاری و… بسیار غنی است به یکی از کانون‌های غیرقابل چشم‌پوشی جذب سرمایه‌های خارجی، گردشگری، درمان و… تبدیل خواهد کرد. طبیعی است که در امتداد چنین موفقیت‌هایی، قدرت و سطح نقش آفرینی ایران در منطقه بیش از پیش افزایش می‌یابد و این اتفاقی نیست که عربستان بتواند از کنار آن به راحتی عبور کند. به همین دلیل، به نظر می‌رسد حکام سعودی درحال حاضر و با اطمینان از اینکه مذاکرات ایران و ۱+۵ در مسیر غیرقابل بازگشتی قرار گرفته است در واقع به دنبال شریک‌سازی خود در این روند هستند.
زمامداران سعودی به خوبی می‌دانند که گسل‌های اختلافی فراوانی میان این کشور و ایران وجود دارد که حتی با حل پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران هم نمی‌توان در کوتاه مدت امیدی به حل آنها داشت بنابر این ترجیح می‌دهند در این فرایند نقش ویژه‌ای برای خود تعریف کنند تا پس از پایان یافتن مذاکرات، موفقیت را محصول اعمال فشار بر ایران از طریق قیمت نفت نشان دهند و امتیازهای لازم را از آمریکا بگیرند. به عبارت دیگر، عربستان به دنبال بزرگنمایی نقش خود در به ثمر رسیدن مذاکرات از طریق بازی با قیمت نفت است و این روش را راهی مناسب برای دریافت تضمین‌های لازم از آمریکا در راستای حفظ موقعیت خود می‌داند.
از سوی دیگر، نباید از این واقعیت غافل شد که تولید نفت شیل و مقرون به صرفه‌تر بودن آن، اهمیت و نقش منابع نفتی کشورهایی مانند عربستان را به شدت تهدید می‌کند. بدین ترتیب، طبیعی است که در تحلیل چرایی رفتارهای نفتی عربستان نیم نگاهی هم به این مسئله داشته باشیم چرا که زمامداران سعودی چاره‌ای جز حفظ سهم خود از بازار ندارند.